

عکس بالا متعلق به یکی از همسایه های محل شرکت ماست، یکسال
و نیمه که پیاده رو خیابون رو برای ساخت و ساز بند آورده و به حول و قوه الهی چند
روزی می شه که ساختش با مدرن ترین تجهیزات به اتمام رسیده.
و خوب وجه تسمیه هم که واضح و مبرهنه.
می مونه نیت سازنده که انشالا اونم خیره. تا نظر شما چی
باشه؟؟
پ ن : کیفیت عکس رو حال می کنین؟؟

پازل هزار تکه اش رو خریدم دارم باهاش زندگی می کنم.
ذره ذره می سازمش؛ انگار که من خالق دوباره اش هستم...
لذت بی نظیریه.
چند روزیه لینک یکی از قطعه های محسن نامجو به صورت زنجیره ای و
کاملن مد شده و به روز تو وبلاگ ها دیده می شه!! اجراش فکر کنم مربوط به همین اواخر باشه! روزی که رفت بر باد .
در جریان هستین که جناب محسن خان عزیز خراسانی هستن و در مشهد بزرگ شدن!
و دقیقن زمانی که من دانشجوی دانشگاه فردوسی بودم تو سالهای 80 و 81 ظاهرن کنسرت
هایی هم در دانشگاه ما داشتند. البته اون موقع شهرت الان رو نداشتن و گمونم اگه
الان قرارباشه این کنسرت برگزار بشه و
اجازه اش هم صادر بشه خود دانشجوها از ذوقشون برنامه رو بهم بزنن یا مثلن کشته ای
چیزی بمونه رو دست برگزار کننده برنامه! حالا شانس کچل منو بگو که تو اون 4 سال
دانشجویی کنسرت و نمایشی نبود که ما ازش غافل بمونیم، اونوقت حتی اسم محسن نامجو
هم به گوشمون نرسید.
جالب اینجاس که حدود یک سال پیش اجرای بی نظیر همین دکلمه رو با سبک خیلی خیلی زیباتری دیدم و عاشقش شدم و
تو این مدت هم باهاش کلی خاطره دارم. حالا فهمیدم که عجب فایل بی نظیر و کمیابی
بوده و خودم خبر نداشتم!!
همین جوری گفتم در جریان باشین هی لینک ندین !
خوبم . خیلی خوبم. خیلی زیاد...
همه چیز تموم شد به بهترین شکل ممکن. بعد از یکسال تلاش بی
وقفه بالاخره من تونستم مامان اینا رو بیارم تهران و همه با هم دوباره دور هم جمع
بشیم.
حالا می تونم یه نفس عمیق از روی راحتی خیال بکشم و به باقی
زندگیم فکر کنم. انقدر همه چیز یه جورای
خاصی درست شد و انقدر خدا خواست که این اتفاقات بیفته که نمی دونم راجع بهش چی بگم
فقط اینکه من الان دیگه پیش خاله نیستم و تو خونه خود خودم پیش مامانم و خواهر و
برادر ناز و گل و عزیز خودم هستم.
فقط می مونه یک مسئله عمده و اونم حسادت دوست جونِ که به
طور متناوب این هفته هر نیم ساعت یکبار تکرار می کنه : برو پیش همون مامانت اینا!!
مامانت اینا اومدن منو می خوای چی کار؟ ذوق مامانت اینا رو داری به من توجه نمی
کنی! همه وقتت مال مامانت ایناس! دوست داری زودتر از پیش من بری پیش مامانت اینا! و
قس علی هذا ...
البته امیدوارم به شدت که با گذشت زمان این قضیه بهبود پیدا
کنه!!
همینا دیگه... وسطای اسباب کشی پست هوا نکردم گفتم استرس
بهتون منتقل نکنم!!
آخر هفته خوش بگذره.