تبليغاتX
ملخ

/* /*]]>*/


همیشه سعی کردم تو زندگی م خودم باشم، برای کسی نقش بازی نکنم و بین اونی که هستم و اونی که دیگران می بینن حداقل فاصله رو ایجاد کنم. بهای زیادی هم براش پرداختم و اغلب اینطوری از شخصیت من برداشت شده که زیادی ساده س و از سیاسی بازی های اجتماعی سر در نمیاره-که شاید هم درست باشه- ولی من اینطوری راحتم و احساس بد تظاهر کمتر سراغم میاد.

پیش اومده که خیلی از ارتباط های اجتماعی و دوستانه م رو به همین دلیل محدود کردم، چون طرفم بهم اجازه نمی داده خودم باشم و من هم آروم آروم کنار کشیدم.

نمی دونم اینبار از چی می ترسم و چی باعث شده این طور محتاط باشم و حس خود بودگی همیشگی م تحلیل بره.

تا حدودی می دونم چیه، اما دائم می خوام ازش فرار کنم و بذارم پای افزایش سن و تجربه و پختگی .

اما من دلم می خواد همیشه همون دختر بچه ساده زود باورِ به زعم دیگران بی سیاست باقی بمونم تا اینکه مثل یه بوقلمون خوش ادا برای هر کس نقش ویژه بازی کنم.

 وارد شدن به بازی بزرگترها برام عذاب آوره، خیلی.


+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 16:3 توسط نجمه |