تبليغاتX
ملخ - جشنواره نوروزی


اولین پست سال جدید رو در حالی شروع می کنم به نوشتن که اتفاقات این چند روز همگی حکایت از شروع سال پر خیر و برکتی می کنن.

در وبلاگ شیخ جون خودمون به جشنواره نوروزی وبلاگستان فارسی برخوردم که خوشم اومد. بدون هیچ هدف خاصی و صرفاً جهت شرکت تو یه کار گروهی من هم اومدم تا بگم که هستم!!

زیاد و پراکنده هستند این مطالب به خاطر همین یکی یکی می گم.

1- اول اینکه همه رو دعوت می کنم تو این بازی شرکت کنند. به نظرم کار جالبیه.

2- رفتیم مشهد جاتون خالی. برا همه دعا کردم. سال تحویل حرم بودم و در کل یه سفر صد در صد خونوادگی بود و برای نجمه ای که مدت ها بود تریپ خونواده بر نداشته بود فرصت مغتمنی بود در جهت نشون دادن خودش! همه هماهنگی ها از قبل شده بود. چارشنبه سوری صد در صد خانوادگی منزل دوست مون به صرف آش رشته و سالاد الویه و چند تا آتیش و بزن و برقص کلاسیک ! بدون سیگار و الکل و کاملن فرهنگی!!

مشهد رفتیم سرزمین موج های آبی بزرگترین مجموعه تفریحی آبی سرپوشیده آسیا... دوستایی که دبی رفتند می گفتن در مقایسه با پارک آبی اونجا خنده داره! اما برای کسایی که به اونجا دسترسی ندارن بدک نیست. ما اکیپی رفتیم از 9 صبح تا 8 شب!! کلی هم حال کردیم و خیلی بهمون خوش گذشت. مدت ها بود انقدر از ته دل نخندیده بودم... جایی که خواهر بزرگم رو با اون هیکل تپلش اذیت می کردیم و از تیوپ می انداختیم تو آب باید می دیدین!! یه کشف بزرگ هم کردم و اون اینه که من خیلی سرتق و نترس هستم!! اون همه وسیله هیجان انگیز به اندازه سر سوزن هم منو نترسوند و فقط هر هر می خندیدم!! خواهرام داشتن سکته می کردن... ماها چقدر باهم فرق داریم!!

3- برنامه ریزی رو حال کنین: من 27 ام تا 5 ام مشهد بودم، مامان اینای دوست جون 5 ام رفتن سفر. ماهم انقدر بدجنس بودیم که فقط براشون بلیت رفت بگیریم... خلاصه تا 16 ، 17 ام هتل دوست جون با تمام امکانات پذیرای مدعوین گرامی خواهد بود... تشریف بیارین!

4- این یکی دو روز رو هم چند جا که خیلی واجب بود می رم عید دیدنی و ایشالا 5 شنبه می ریم یه سفر دو نفره یکی دو روزه! مکان فعلن سکرته اما برگردم می گم.

5- دیروز یکی از بهترین دوست هام باهام تماس گرفت و خبر ازدواجش رو بهم داد. خیلی خوشحال شدم... نه که فکر کنین کشته مرده ی ازدواج ام! اما حسم نسبت به این دوست خیلی خاصه و انقدر دوستش دارم که این مرحله از زندگیش برام مهم باشه. از صمیم قلب براش آرزوی خوشبختی می کنم.

6- دوست عزیزم مگس دعوتم کرده که ترانه های مورد علاقه ام رو بگم... شاید با خوندن اینا با خودتون بگین این نجمه عجب آدمیه! چقدر متفاوتن چیزایی که دوست داره! اما خوب برای من موسیقی همیشه تابع احساسم بوده... با هر حس و حالی که داشتم هوای یک صدا و آهنگ رو کردم و انقدر ازش لذت بردم که همیشه یادم بمونه یکی از بزرگترین لذت های دنیا موسیقیه. تقریبن بدون موزیک زندگی برام غیر ممکنه و در همه حال دوست دارم متناسب با موقعیت و احساسم موزیک گوش بدم. اما بهترین های من:

تو حال شادی و خوشی: دوست دارم یک ترانه نیمه شاد با صدای ابی ، هایده یا معین گوش بدم. مثلن پشت دیوار شب ابی .. شب عید هایده ... یا یاسمین معین ( می دونین کدومو می گم؟ از تو گلخونه دنیا..... میون تک تک گل ها....)

 

تو حالت افسردگی و دپرسی همین خواننده ها کاملن جوابگو هستن...  با یه سری آهنگ دیگه.. بزن تار هایده... شبای جوونی ابی ( دیوونم می کنه) یا گلکم نازکم معین ... یا یک ترانه دیگش تو همون آلبوم که یادم نیست.

 

یه سری ترانه هست که عمیقن باهاشون حال می کنم... سیاوش قمیشی خواننده ی محبوب من تو این زمینه است. به اضافه فرهاد... سیمین قانم و ستار. بوی بارون ستار جزو بهترین هاست برام.

چند تا ترانه حمیرا هم هست که خیلی دوستشون دارم... اینه دنیا، عالم مستی...

یکی دوتا  ترانه از شکیلا... می نویسم از تو ، اون یکی یادم نیست.

 

تو این جینگیل مستون های امروزی هم فقط برای قردادن باید دنبال چیزی گشت وگرنه مفت نمی ارزن.

 

و خوب چهره ی جنجالی موسیقی محسن نامجوی عزیز که اگه نبود خودش و نعره هاش و ترنج و گیسش من موندم تو حال مستی چی می خواستم گوش بدم... منو می بره به رویاهام صدای این مرد وقتی که داغ داغم.

 

میون خواننده های خارجی هم کریس دی برگ... پینگ فلوید... ماریا کری... مایکل جکسون... رو دوست دارم و هر آهنگ ملایم با صدای لطیفی که قلقلکم بده برام جذابه. خیلی زیاد و متنوع ان و اکثرن خواننده هاشون رو نمی شناسم!!

 

سنتی هم صدای استاد شجریان رو می پرستم... علیرضا افتخاری رو دوست دارم بخاطر چندتا از کاراش...  و همین طور کارهای استاد علیزاده .

و خوب آخر همه باید از حسن خر صدا و ساعت هفت شب و گیتارش یاد کنم که تحول عظیمی در من ایجاد کرد!!

 

7- چه پست شهر فرنگی شد!! ببخشید دیگه هول بودم همه چیو بنویسم... یه ذره آرامش پیدا کنم خودم می شم. نگران نباشین خوب می شم. امیدوارم تا پایان تعطیلات به همه خوش بگذره و اگه مثل من امروز سرکار بودین احیانن عضوی از بدنتون دچار سوختگی نشه چون بالاخره دنیا همینه و باید ساخت! من که پر رو پر رو نشستم پست میزم و به روی مبارک نمی یارم ... ایشالا شمام اگه دچارشین باهاش کنار بیاین.


+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 12:29 توسط نجمه |